العلامة المجلسي

123

حياة القلوب ( فارسي )

وموافق أحاديث بسيار لفظ قرآن وتمامش مخصوص أهل بيت عليهم السّلام است ، بلكه علم « ما كان وما يكون » تا روز قيامت وجميع شرايع واحكام در قرآن هست وعلمش نزد ايشان مخزون است ، پس حامل كامل قرآن مجيد ايشانند ، وهمچنين عمل نمودن به جميع احكام وشرايع قرآن مخصوص ايشان است چون از جميع گناهان معصوم وبه جميع كمالات بشرى متّصفند . وأيضا أكثر قرآن در مدح ايشان ومذمّت مخالفان ايشان است چنانچه سابقا مذكور شد ، واين معنى نيز ظاهر است كه مدح هر صفت كمالى كه در قرآن واقع است به مدح صاحب آن صفت برمىگردد وصاحب آن صفت بر وجه كمال ايشانند ، ومذمّت هر صفت نقصى كه وارد شده است به مذمّت صاحبان آن صفات عايد مىگردد كه دشمنان ايشانند ، وچون قرآن شخصي نيست قائم به ذات بلكه عرضى است كه در محالّ مختلفه ظهورات مختلفه دارد چنانچه پيوسته در علم ملك علّام بوده است واز آنجا در لوح ظاهر گرديده واز آنجا به قلب حضرت جبرئيل منتقل شده واز جانب خدا بلا واسطه يا بواسطهء جبرئيل در روح مقدس وقلب منوّر حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ظاهر گرديده واز آنجا به قلوب أوصيا ومؤمنين درآمده ودر صورت كتابي جلوه نموده ، پس أصل قرآن را حرمتي است ، وبه سبب آن در هر جا كه ظهور كرده آن محل را حرمتي بخشيده ، ودر هر جا كه ظهور أو زيادة است موجب حرمت آن بيشتر گرديده ، پس هرگاه آن نقشهاى مركب ولوح وكاغذى كه بر آن نقش بسته وجلدي كه مجاور آنها گرديده با آنكه پست‌ترين ظهورات آن است آن قدر حرمت به آن بخشيده كه اگر كسى خلاف آدابى نسبت به آنها بعمل آورد كافر مىشود ، پس قلب مؤمني كه حامل قرآن گرديده حرمتش زيادة از نقش وكاغذ قرآن خواهد بود چنانچه وارد شده است كه مؤمن حرمتش از قرآن بيشتر است ، واز مضامين واخلاق حسنهء قرآن هر چند در مؤمن بيشتر ظهور كرده موجب احترام أو زيادة گرديده ، وهر چند خلاف آن أوصاف از نقايص ومعاصي واخلاق رذيلة ظهور كرده موجب نقصان ظهور قرآن ونقص حرمت أو گرديده ، پس اين مراتب ظهورات قرآن وأوصاف آن زيادة مىگردد تا چون به مرتبهء حضرت رسالت وأهل بيت أو برسد مرتبهء ظهورش به نهايت